یه جورایی داستانت شبیه داستان من ولی من از وقتی که رفتم سره کار و ذات مردم رو فهمیدم دیگه بدم اومد از زندگی تو ایران - دیدم همه فقط دنبال سره هم کلاه گزاشتنن و هیچ انسانیتی تو این مردم نمیشه دید.
بعد دی ماه 96 که دیدم دلار داره همینجور میره بالا امیدم به زندگی خیلی کمتر و کمتر شد تا به امروز که تقریبا امیدم به آینده صفره - منم سال 97 خواستم ماشین بخرم ولی هیچکی بهم پول نداد حقوقم در حدی نبود که بتونم 20 30 میلیون جمع کنم خلاصه بازم ولش کردم - چسبیدم به آپ گرید کردن سیستم - _______- چون من نه ماشین دارم نه خونه !!
راجع دافا هم من حاضرم باهات شرط ببندم که تمام دخترا حتی بعضی از شاخاشون هم یه چیزایی براشون از ماشین طرف مهم تره مثل قد و هیکل که به جرات میتونم بهت بگم فاکتور مهمتریه برا دخترا تا ماشین - خب خلاصه منم الان تنها امیدی که دارم این که بایدن پیروز انتخابات بشه و یه توافقی چیزی بشه یکم وضع بهتر بشه ولی خب با توجه به این مردم دلال که هی صف میگیرن واسه دلار 30تومنی و پراید 200 میلیونی خیلی دور میبینم این قضیه رو و فقط دارم هی بخودم امید الکی میدم که یجورایی یه شارژی داشته باشم واسه ادامه زندگی.